تبليغاتX
جنس 2ووم

شما كجاي اين داستانيد؟

 ديرزماني است كه مجالي براي گفتن دغدغه‌هايم نمي يابم اما امروز ميگويم و چه دلگيرم از اينكه اين پست با ايده‌ دوستي آغاز مي‌شود كه از جرگه روزنامه‌نگاراني است كه شايد دسته دوم بخوانمشان.

 چند وقتي است كه به اين فكر مي‌كنم كه بخشي از جامعه روزنامه‌نگاران ما نيز درگير همان خودبرتربيني شده‌اند كه شايد ديگر اقشار اين جامعه ايراني ايراني ايراني امروز از جمله روشنفكرنماهايي كه در عرصه فيلم و كتاب و .... نيز بوده‌اند، چندي ايست دچارند؛ حال آنكه ماهيت اين هنرها آميختگي آن با جامعه است و از همه بدتر اينكه اينان خود را نه عامه مردم كه از هم گروهان خود نيز برتر مي‌بينند و اين برتري در اين كشور تا بدان جا ادامه دارد كه به راحتي پيش داوريهايمان درباره ديگران را "باور" كرده‌ايم و خود براي اين دورغ بزرگي كه چنديست به خود مي گوييم همچنان كف مي زنيم و هورا مي‌ كشيم.

 ياد بگيريد، اينها نشانه‌هاي "پر" بودن و به اصطلاح برتري سوادي شما (البته نه آكادميك، كه توهمي) به ديگران است، اول اينكه اخم كنيد و با ديگراني كه آشنا نيستند كمتر ارتباط بگيريد و خودتان را درميان دايره‌بسته كوچكي از كساني كه دوستانتان هستند و جز نياز به تاييدشان كار ديگري با آنها نداريد، نگهداريد، حال آنكه اولين گام براي روزنامه نگاري و خبرنگاري داشتن روابط عمومي خوب است. دوم، پيچيده سخن بگوييد كه حتي خودتان نيز به سختي بفهميد و مطالب گزارشتان در حد يك مقاله علمي از كتاب‌هاي ديگران كپي پيس كنيد.

  "نخورديم نون گندم ديديم دست مردم" يكي نيست بگه بابا شماها از كي الگو گرفتيد از بزرگان انديشه و علم كانت، ماركس، وبر و ....، يا هنرپيشگان هاليوودي بازيگران فيلم‌هاي كارگردانان‌هاي بزرگ دنيا، صد البته كه هيچكدام از اين دو گروه اينگونه اخلاقي را پيشه نكرده‌‌اند و شما دسته دومي‌ها نام مي‌گيريد كه به نظر من اين نوع رفتار ويژه ايرانيان معاصر 30 سال پس از انقلاب است چرا كه اگر يك خانم آرايش كرده و كمي مرتب به مسجد بروند شايد برخي از زنان چادري مسجدي با چشمان گشاد شده‌ چپ چپ به او مي‌نگرند كه تو برو اول .... بعد بيا پيش خدا، و اين انديشه مالك خدا بودن ويژه سنتي‌گرايان ايراني‌ايست و انديشه اين دسته دوم روشنفكران نيز فرقي با اين نگاه ندارد.

 ديرزماني‌است كه دنيا از قلنبه‌گويي‌هاي پرت و پلا فاصله گرفته، اما اين دسته دومي‌هاي ايران روزنامه‌نگاران دسته دومي، فيلمسازان دسته دومي و .... هنوز دست برنداشته اند و دسته اولي ‌ها را هم كه مي‌شود گفت كلا از ماجرا پرت هستند و مي‌ماند يك دسته سومي‌هايي كه هيچ كسي نمي‌داند به كجا آويزانند اما با آنها راحتترم‌. چرا كه مانند دسته دومي ها حرف‌هاي ننوشته و نگفته تو را حدس نمي‌زنند و بعد بر آن مبنا قضاوت نمي‌كنند.

  

+ نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 12:44 توسط ملیحه ابراهیمی |