كارامل شبانه
اينقدر شبها با ديدن فيلم هاي مختلف خودم را در زندگي هاي ديگران غرق مي كنم كه گاهي يادم نمي ماند كجا هستم؟ و با چه كساني زندگي مي كنم؟
انگار زندگي كردن در ايران بدون مهم بودن نظر ديگران شده يه آرزو. آرزوي آسوده زندگي كردن، بي قيد و شرط .
منظورم از آزاد زندگي كردن تو ايران به آزادي انديشه در زمينه سياسي، فعاليت دانشجويي، فعال زنان و .... بر نمي گرده، منظور اون بخش از زندگي شخصيه تويه كه به اجتماع هم جسته گريخته گره خورده و همه ما اااااي هر روز و يا هر از گاهي بهش فكر مي كنيم، موضوعي فراتر از آزادي هاي معمول فعلي، خط قرمزهايي كه شايد هميشه در فيلم هاي آمريكايي و اروپايي شكستنشان را مي بينيم.
البته انگار اين تنها دغدغه ما ايراني ها نيست، با كمي زياد و كم دغدغه خيلي از كشورهاي مسلمان هرچند متفاوت مثل لبناني ها هم است، كشوري كه بيلبوردهاي بزرگ تبليغات لباس زير زنانه در خيابان هايش نصب شده و مي تواني لباس هايي به طول تنها چند وجب بپوشي هم مردمانش درگير يكسري مشكلات و از نظر من ناهنجاريهاي اجتماعي هستند و پليسش به صحبت هاي شبانه دختر و پسري در اتومبيل گير مي دهد و آن را بي حيايي مي داند!
فيلم "كارامل" نگاهي زنانه به بخش زنانه ی گوشه اي از جامعه لبنان دارد و خداييش چقدر زيبا به تصوير كشيده احساسات زنانه و نگراني هايشان را، حتي تو كه يك زن ايراني هستي نيز همين گونه در اين گوشه دنيا مي انديشي و زندگي مي كني با كمي بيشتر يا كمتر.

و در مقابل اين فيلم همين ديشب من لععععععنتي فيلم prime با معنی آغاز، بهار جوانی، با بازي خوب اوما ترومن را ديدم، فيلمي كه در كنار كارامل مي شود جمع اضداد و تفاوت هاي دو جامعه و مشغوليات ذهني آدم هاي اين دو جامعه را نشان مي دهد،
آنها از كجا و كي به اين آسودگي خيال رسيدند؟! حتي اگر در ذهنشان بزرگترين اشتباه شكل بگيرد، اگر آن كار را دوست داشته باشند، دغدغه ناچيزي برايشان ايجاد مي شود.....
اين دو فيلم را نگاه كنيد بعد به زندگي خودمان و خواسته هايمان هم نگاه كنيد و درون خودتان قضارت كنيد كه دوست داشتيد آزادي عمل كدام جامعه را مي داشتيد؟؟
حتما نيازي نيست آنگونه زندگي كنيم، مهم اين است كه آزاد باشيم كه چگونه زندگي كنيم و بعد انتخاب كنيم.